بیان احساس
-
تاریخ: 1392/3/19 ساعت: 19:36
دیر فهمیدم... خیلی دیر.... "عزیزم"... "گلم"... "عشقم"... تکیه کلامش بود.... خدا را دوست بدار... حداقلش این است که یکی را دوست داری که روزی به او می رسی.... حواسم را هر کجا پرت می کنم باز کنار تو می افتد.... در نانوایی هم صف " یک دانه " ای ها جداست... از جذام هم بدتر است "تنهایی"... تو آنجا....من این...
تو چه میدانی
-
تاریخ: 1392/3/19 ساعت: 19:27
تو چه میدانی ... از شب هایی که دنیا دور سرم می چرخید... اما من با تمام قدرت ، به دور تو می چرخیدم؟! تو چه می دانی ... از روزهایی که بغض های دنیا برای من می ترکیدند... ومن ، بی توجه ،با همه وجود ،برای تو می خندیدم...؟! تو چه می دانی...
روز عشق
-
تاریخ: 1392/3/3 ساعت: 2:51
سلام به همه عاشقايی که میان و به من سرمیزنن میگن امروز روزعشقه ، روزی که عاشقا به معشوقشون تبریک میگن و باهم جشن میگیرن من امروز بیشتر احساس تنهایی میکنم عشقم امروز بهت تبریک میگم میدونم صدامو نمیشنوی ولی ... ولی شاید صدای دلمو بشنوی نمیدونم چی بگم!؟ فقط میگم هنوزم عاشقانه دوست دارم و فراموشت نکردم ...
نبودن بهتر از بودن
-
تاریخ: 1392/3/3 ساعت: 2:48
چرا؟ چرا وقتی میخواستی تنهام بزاری اومدی به زندگیم چرا داغونم کردی گذاشتی رفتی؟ چرا؟ چرا احساس و عشقمو لح میکنی و میزاری میری؟ مگه چه گناهی کرده بودم؟ دیگه خسته شدم خسته شدم از گریه خسته شدم از انتظار از امید واهی از عشق از زندگی از نفسای بیهوده کشیدن بی تو کاش مردن دست خود آدما بود کاش میمردم ازاین...
عشق مرده
-
تاریخ: 1392/3/2 ساعت: 1:28
من نمیدانم چرا ولی از من جدا شدی و دلمو شکستی خیلی نامردی کردی اون همه اشکمو به یه چشمک زدن فروختی end نامردی بود.
marg
-
تاریخ: 1392/3/2 ساعت: 1:23
ای کاش میدانستم پس از مرگ من چه کسی اولین اشک را خواهد ریخت و آخرین کسی که مرا از یاد خواهد برد کیست؟